رشيد الدين فضل الله همدانى

23

جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى )

خاك بيارند و آنجا پشته‌اى سازند ؛ و اوّل خود يك دامن خاك بياورد و بريخت ، و چون بنفس خود خاك بريخت ، تمامت لشكر هر يك دامنى خاك بياوردند و بريختند . پشته‌اى بزرگ شد ، نام آن پشته آدربايگان « 1 » ، و معنى آدر « 2 » به تركى بلند باشد ؛ و معنى بايگان « 3 » جاى توانگران و محتشمان ، و آن را بدان مشهور كرد و اكنون آذربيجان « 4 » مىگويند بدان سبب است . و در آن تابستان اغوز « 5 » به الاتاق « 6 » ييلاق كرد ، و از آنجا ايلچيان به جانب بغداد « 7 » و گرجستان « 8 » و ديار بكر « 9 » و رقّه « 10 » فرستاد و پيغام داد كه آنجا خواهم آمد ، تا ايشان را معلوم باشد ، و چه جواب خواهند دادن . اگر چنان كه سر آن دارند كه ايل گردند و مال خزانه بر خود گيرند كه سال به سال مىفرستند تا لشكر آنجا نكشد ؛ و اگر جوابى كه موافق راى اغوز باشد نگويند ، ترتيب كار ايشان پيش گيرد و متوجّه ايشان گردد . و چون ايلچيان را به اين اطراف [ فرستاد ] زمستان به جانب ارّان « 11 » و موغان « 12 » آمد ، و ميان‌كر « 13 » و ارس « 14 » جهت يورت و مقام اختيار كرد ، و زمستان آنجا بود و تمامت مردم آن ديار را ايل كرد ، و هر كس كه مطيع نشد تمامت را غارت كرد ، و چون روى بهار درآمد ، ايلچيان كه به رسالت به ملوك و سلاطين ولايات فرستاده بود مراجعت كردند . جماعتى كه به جانب ديار بكر و رقّه و بغداد رفته بودند ، چون ملوك و اكابر آن ديار را به سبب آنكه اغوز به جانب ارّان درآمده بود ظنّ آن برده بودند كه مراجعت كرده است جهت كارى صعب كه پيش آمده است ، ايلچيان را جواب داده بودند كه وقتى كه اغوز برسد اگر جنگ كنيم و اگر صلح ، آن وقت جواب گوييم . و ايلچيان

--> ( 1 ) . Adarb yg n ( 2 ) . Adar ( 3 ) . B yg n ( 4 ) . Adarb yg n ( 5 ) . Oguz ( 6 ) . l t q ( 7 ) . Bagd d ( 8 ) . Gurgist n ( 9 ) . Diy r - Bakr ( 10 ) . Raqqa ( 11 ) . Arr n ( 12 ) . Mug n ( 13 ) . Kura ( 14 ) . Aras